درباره کتاب آخرین شیطان
آخرین شیطان" مجموعه ای داستان های کوتاه نوشته شده توسط "ایزاک باشویس سینگر"، نویسنده ی یهودی اروپای شرقی است که با افزایش خطرات ناشی از شکل گیری قدرت در آلمان نازی، کشورش لهستان را به مقصد آمریکا ترک گفت و حرفه ی داستان نویسی خود را در آنجا ادامه داد؛ اما آنچه از چنگال جنگ بر پیکر او و هم کیشان لهستانی اش بر جای مانده بود هرگز ترمیم نشد و تا ابد در داستان های او خودنمایی می کرد. وی نویسنده ای وفادار به سنت و ملیت خود بود و با اینکه در امریکا زندگی می کرد اما داستان هایش را به زبان انگلیسی به نگارش در نیاورد و از زبان مادری اش برای نوشتن آن ها بهره گرفت.
مجموعه ی "آخرین شیطان" از نه داستان کوتاه تشکیل شده که با وجود عدم پیوستگی همگی در مکان مشترکی که از آن با نام گورستان بزرگ یهودیان یاد می شود، اتفاق می افتد. آنچه فضای کلی داستان ها را در برگرفته، فرهنگ غالب یهودیان لهستان بوده و در کنار طنز پنهان به کار گرفته شده در داستان ها، تجربه ی جدیدی از آشنایی با دنیایی که "ایزاک باشویس سینگر" به تصویر می کشد، خواهد بود.هشت قصه از مجموعه ی "آخرین شیطان" از مجموعه ی جمعه کوتاه و داستان های دیگر که در سال 1964 منتشر شد انتخاب شده اند و یک قصه ی باقیمانده هم داستانی است که چندین سال بعد از انتشار این مجموعه، در یک روزنامه به چاپ رسید. داستان های سینگر از سبک قصه گویی سنتی و ماوراء الطبیعه و همچنین از لحنی شرورانه و وحشی برخوردار است که می تواند برای مخاطبین تکان دهنده و در عین حال جالب توجه باشد
درباره ایزاک بشویس سینگر
ایزاک بشویس سینگر، زاده ی ۱۹۰۴ و درگذشته ی ۲۴ ژوئیه ۱۹۹۱، داستان نویس یهودی و برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال ۱۹۷۸ است. وی هم چنین جایزه ی کتاب ملی را دریافت کرده است.پدر ایزاک و پدر بزرگ مادری او خاخام بودند. او در سال ۱۹۳۵ به ایالات متحده مهاجرت کرد، سردبیر روزنامه ی «فوروارد» در نیویورک شد و اکثر داستان های کوتاه خود را برای اولین بار در آن روزنامه چاپ کرد.سینگر تمام آثارش را به ییدیش، زبان مادری خود نوشته است. پس از به شهرت رسیدن، داستان های کوتاه و بلند او یکی پس از دیگری با نظارت خودش به انگلیسی برگردانده شدند. وی این ترجمه ها را «نسخه ی اصل دوم» می خواند. کسانی که با زبان ییدیش آشنایی دارند، هنوز هم به ظرایفی اشاره می کنند که در ترجمه ی انگلیسی داستان ها گاهی از دست رفته است. در مقابل گروهی با توجه به ویژگی های زبان انگلیسی از جمله شفافیت، کارایی و سرراستی، نسخه های «اصل دوم» را حتی برتر از «اصل اول» می خوانند.زمستان های سرد نیویورک در واپسین سال های زندگی، دیگر به او اجازه ی پیاده روی های طولانی نمی داد. سینگر به فلوریدا رفت و در همان جا در میامی درگذشت. نام او را پس از مرگش در سال ۱۹۹۱ بر یکی از خیابان های این شهر گذاشتند.سینگر، تحلیل های روانشناسانه ی عمیقی از شخصیت هایش ارائه می داد و از لحاظ فکری، شیفته ی اسپینوزا فیلسوف معروف هلندی بود و شهرت او بیشتر مرهون داستان های کوتاهش بود.