درباره کتاب مزرعهی حیوانات(مصور)
رمان مزرعه ی حیوانات، افسانه ای مدرن و اثر نویسنده ی بسیار توانمندی است که استعداد درخشانش در نوشتن این ژانر از هجو، برای تمامی کتاب دوستان در سرار جهان به اثبات رسیده است. داستان کتاب، حکایت شورش حیوانات یک مزرعه علیه انسان هاست. خوک ها، رهبری سایر حیوان ها را به دست گرفته و در تلاش اند تا برتری خود را به اسب ها، گاوها، گوسفند ها و بقیه بقبولانند. اولین جرقه های شورش، زمانی زده می شود که خوکی، برای به دست گرفتن مالکیت جریان برق، پیشنهاد ساخت یک آسیاب بادی را مطرح می کند؛ ایده ای که ناپلئون، رهبر بی چون و چرای قیام، آن را از آن خود می داند. او از سگ های کوچک و جوان به عنوان محافظ خود استفاده کرده، با انسان ها وارد مجادله شده و به تدریج، حکومتی مستبدانه تشکیل می دهد و حتی قوانین وضع شده در ابتدای حکومت خود را نیز می شکند. پیروان قدیمی و وفادار او، شرایط حال حاضرشان را از نظر غذا و کار، بهتر از زمان حکومت انسان ها ندانسته و وقتی که ناپلئون و اسکویلر را در حال عیاشی و خوشگذرانی با دشمنانشان می بینند، به سرنوشت شوم خود پی می برند. رمان مزرعه ی حیوانات، تشریحی اساسی بر آسیب های استبداد است و نشان می دهد که خودکامگی نه تنها باعث فساد رهبران می شود، بلکه قدرت فکر و استدلال مردم تحت حکومت را نیز از بین خواهد برد.
درباره جورج اورول
اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول، زاده ی ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ و درگذشته ی ۲۱ ژانویه ۱۹۵۰، داستان نویس، روزنامه نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروشش، مزرعه ی حیوانات و ۱۹۸۴ می شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیش از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده ی قرن بیستمی، فروش داشته اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتاب ها می نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می شود.پدربزرگ او، توماس ریچارد آرتور بلر، یک روحانی بود. خود وی، خانواده اش را با دیدگاه طبقه ی اجتماعی و نه بر مبنای موقعیت موروثی توصیف می کند.جورج اورول، از اکتبر ۱۹۲۰ تا دسامبر ۱۹۲۷ میلادی، در پلیس سلطنتی هند در برمه خدمت می کرد. در آن دوران، برمه، استانی در هند بریتانیا بود. زندگی در محیطی طبقاتی در هند و انگلیس باعث نگاه ویژه ی او به پدیده ی فقر شد؛ موضوعی که مهم ترین عنصر رمان ها و نوشتارهای او را تشکیل می دهد.اورول به دلیل بیماری مزمن ریوی اش در بیمارستان بستری شد. او در همان بیمارستان با سونیا برونل ازدواج کرد.