درباره کتاب دنیای قشنگ نو
کنترل کنندگان جهان در آینده ای بسیار دور، جامعه ای آرمانی خلق کرده اند که تمامی اعضای آن، به واسطه ی استفاده ی هوشمندانه از مهندسی ژنتیک، شست وشوی مغزی، روابط جنسی و مواد مخدر، مشتریانی راضی و خشنود هستند. به نظر می رسد در این جامعه، تنها شخصیتی به اسم برنارد مارکس است که فکر و خیال رهایی از این اجتماع را در سر می پروراند. شاید رفتن به یکی از معدود جوامع کوچک باقی مانده، بتواند علاجی بر پریشانی و آشفتگی مارکس باشد؛ جوامعی استثنایی که در آن ها هنوز زندگی غیرآرمانی به شیوه ی گذشته در جریان است. رمان دنیای قشنگ نو، از شمار آرمان شهرها (یوتوپیاها) است اما یوتوپیای منفی و بدبینانه (پاد آرمان شهر). هاکسلی در فانتزی طنزآلود و تخیلی خود، اختراع و ابداع بسیاری از چیزها را پیش بینی کرد، که همگی آن ها به حقیقت پیوسته اند. رمان دنیای قشنگ نو، داستانی بدیع، آینده نگر و به یاد ماندنی ترین شاهکار هاکسلی است و تصویری بسیار نزدیک به واقعیت از شرایط کنونی زندگی انسان ها ارائه می کند.
درباره آلدوس هاکسلی
آلدوس لئونارد هاکسلی، زاده ی ۲۶ ژوئیه ۱۸۹۴ - درگذشته ی ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳، نویسنده و فیلسوف بریتانیایی و یکی از اعضای برجسته ی خانواده ی هاکسلی بود.بیشتر شهرت او به خاطر رمان هایش همچون دنیای قشنگ نو که در یک زمینه ی پادآرمانشهری از لندن تصویر شده است، یا برای کتاب های غیرداستانی اش مانند درهای ادراک که به بیان تجربه های نویسنده از مصرف یک داروی روان گردان اختصاص دارد، و یا برای طیف گسترده ای از مقالات است. او در ابتدای دوران فعالیت اش، ویرایشگر مجله ی آکسفورد پوئتری بود و تعدادی داستان کوتاه و شعر نیز منتشر کرد. بعدتر، سفرنامه، فیلم نامه و نمایش نامه نیز نوشت. وی دهه های پایانی زندگی اش را در آمریکا گذراند و از ۱۹۳۷ تا زمان مرگش در لس آنجلس زندگی کرد. در سال ۱۹۶۲ یک سال قبل از مرگ اش، عنوان مصاحب ادبیات از طرف انجمن پادشاهی ادبیات انگلستان به او اعطا شد.هاکسلی یک انسان گرا، صلح جو و هجونویس بود. بعدها، موضوع های روحانی همچون فرا-روان شناسی، عرفان فلسفی به طور مشخص، و عام گرایی نیز در شمار علایق او قرار گرفتند. در سال های پایانی زندگی اش، او را به عنوان یکی از اندیشمندان برجسته ی زمانه ی خودش پذیرفته بودند. او هفت بار برای دریافت جایزه ی نوبل ادبیات نامزد شده بود.