درباره کتاب تاریخ فلسفهی راتلج «جلد چهارم»
فلسفه ای که در جلد سوم کتاب تاریخ فلسفه راتلج مورد بحث قرار میگیرد دورهای سیصد و پنجاه ساله را از اواسط سده چهاردهم تا سالهای آغازین سده هجدهم یعنی زایش فلسفه مدرن در برمی گیرد. مباحث اصلی عبارت اند از فلسفه رنسانس و عقل باوری سده هفدهم به ویژه دکارت اسپینوزا و لایبنیتس جلد کنونی منحصرا به این جنبشها نمیپردازد بلکه آنها را در بستر فکری گسترده تری قرار میدهد؛ اندیشه مدرسی را مد نظر قرار میدهد که فلسفه رنسانس با آن کنش متقابل داشت؛ همچنین اندیشه فیلسوفان سده هفدهم مانند بیکن هابز و گاسندی را بررسی میکند که عقل باور نبودند اما اندیشه شان واکنشهایی را از سوی عقل باورها برانگیخت همچنین مبحث مهم ظهور علم مدرن را در سده های شانزدهم و هفدهم و روابطشان را با فلسفه آن دوره مورد بررسی قرار میدهد.
درباره جی اچ آر پارکینسون
جورج هنری رادکلیف پارکینسون (همچنین به هری پارکینسون معروف است ؛ 2 نوامبر 1923 - 2015) فیلسوف و مورخ فلسفه بود. پاركینسون در سال 1923 در والدین انگلیس در تنتیسین چین متولد شد. وی در مدرسه Bradford Grammar و کالج Wadham در آکسفورد تحصیل کرد و در سال 1949 درجه لیسانس درجه یک را در Literae Humaniores و درجه دکترای فلسفه را در سال 1952 کسب کرد. پایان نامه دکترای وی مربوط به Baruch (Benedictus de) Spinoza بود. بعداً کار روی گوتفرید دبلیو (فون) لایبنیتز متمرکز شد. در سال 1950 به عنوان استادیار مدرس فلسفه در دانشگاه خواندن منصوب شد، در آن زمان رئیس گروه استاد H A هاجز، و او تا زمان بازنشستگی در این بخش ماند. وی در سال 1974 در آنجا استاد شد و از سال 1983 تا 1989 به عنوان رئیس گروه مشغول به کار بود، و پس از بازنشستگی به یک استاد فلسفه برجسته درآمد. پارکینسون که به دلیل کار در زمینه تاریخ فلسفه، شاید به ویژه در مورد کارش در لایب نیتس شناخته شده است، از بدو تأسیس در سال 1969 با مجله Studia Leibnitiana از نزدیک شروع به کار کرد و در سال 1988 یکی از سردبیران آن شد.