درباره کتاب کلیسای شیطان
داستان کوتاه مدرن برزیلی با کار پخته خواکیم ماریا ماچادو د آسیس (1839-1908) آغاز می شود که تقریبا به اتفاق آرا به عنوان بزرگترین نویسنده برزیل تحسین شده است. در مجموع، این نوزده داستان نمایانگر سبک منحصر به فرد و جهان بینی ماچادو هستند. داستانهای این جلد منعکسکننده تأکید ماچادو پس از سال ۱۸۸۰ بر طنز اجتماعی و آزمایش در رئالیسم روانشناختی است. او در سال 1880 او حمله طنز ویرانگری را به جامعه از طریق داستان های خود آغاز کرده بود. علیرغم بی رحمی اش، ماچادو گاهی حس همدردی کنایه آمیزی را برای شخصیت هایش نشان می دهد. او نسبت به درگیری های انسانی بی تفاوت نیست، اما از طنز و کنایه استفاده می کند تا بر پوچ بودن این درگیری ها که در پس زمینه جهانی بی تفاوت انجام می شود تأکید کند. چنین منظره ای حس درماندگی را ایجاد می کند که فقط می تواند الهام بخش سرگرمی غم انگیز باشد.
ماچادو چندین دهه از معاصرانش جلوتر بود و هنوز هم می توان آن را مدرن تر از خود مدرنیست ها دانست. اینکه داستانهای او امروزه چنین واکنشهای قوی و متنوعی را برانگیخته است، این ادعا را ثابت میکند.
درباره ماشادو د آسیس
ژواکیم ماریا ماشادو د آسیس (Joaquim-Maria-Machado-de-Assis) (زاده ۲۱ ژوئن ۱۸۳۹ – درگذشته ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۸) که با نام ماشادو د آسیس شناخته شدهاست، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و نویسنده داستان کوتاه بود. او به عنوان بزرگترین نویسندهٔ ادبیات برزیل شناخته شدهاست، هر چند در زمان حیات به محبوبیت گستردهای خارج از مرزهای برزیل دست نیافت. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی و آلمانی تسلط داشت و در اواخر عمر زبان یونانی را نیز آموخت. آثار وی تأثیر بسزایی در ادبیات برزیل در مدارس و دانشگاهها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم داشتهاست. از جمله تحسینکنندگان وی میتوان ژوزه ساراماگو، کارلوس فوئنتس، وودی آلن، سوزان زونتاگ و هارولد بلوم را نام برد.