درباره کتاب سوانح
کتاب سوانح العشاق احمد غزالی از عارفان قرن ۵ و ۶ هجری است . موضوع آن عشق از دیدگاه یک عارف برجسته و نکته بین است. نثر آن دشواری هایی دارد بویژه برای افرادی که مطالعه ای در کتابهای عرفانی کلاسیک ندارند. اما اگر علاقه مند به چنین کتابهایی باشند با چند بار خواندن متن لذت بسیار از ان می برند . این کتاب در واقع به قول قدمای ما یک رساله وبه قول امروزی ها یک مقاله است و می توان بارها ان را خواند و نکات با ارزشی از ان دریافت کرد.
قاسم کشکولی در مقدمه کتاب درباره دلیل زاییده شدن این اثر نوشته است:این که به شکلی تصادفی در غروب یک روز پاییزی در بیست سال پیش خیابان انقلاب، کتابی کهنه از دست دستفروشی قوزی به دستت افتد به حکم وقت، تا سانح در دورنت رخ دهد و همه وجودت را بگیرد آنچنان که هربار بخواهی برای دوستی، دوستانی چیزی بخوانی، آن زمان که داستان در بساط نداری، سوانح بخوانی و هربار شگفت زده شوند و هربار کتاب را قرض بگیرند و نخوانده پس بیاورند تا تو از نو روزی دیگر فصلی دیگر برایشان بخوانی و ...این ادامه می یابد تا بگویند: آنچه تو می خوانی همانی نیست که ما می خوانیم پس خواندنی کن برای ما...
درباره احمد غزالی
مجدالدین ابوالفتح احمد بن محمد غزالی (۴۵۲–۵۲۰ ه. ق)، برادر کوچکتر ابو حامد محمد غزالی بود. کنیه وی ابوالفتوح، والقابش مجدالدین، زین الدین و حجتالاسلام بود. تاریخ و محل تولد او در منابع ذکر نشده، اما چون زندگی و تحصیلات این دو برادر به هم نزدیک بوده، براساس تاریخ و محل تولد محمد، احتمالاً احمد نیز در طابران طوس و دو سه سالی پس از برادرش محمد، در۴۵۲ یا ۴۵۳ به دنیا آمدهاست. وی یکی از فقهای بزرگ سدهٔ پنجم هجری و زادهٔ شهر توس بود. او هم چنین از بزرگترین عارفان و صوفیان عصر خود بود و اثر بزرگ وی سوانح العشاق نیز در همین باب تألیف شدهاست. این کتاب بزرگانی چون عراقی و عبدالرحمان جامی را تحت تأثیر قرار دادهاست. احمد، مانند برادرش، تحصیلات مقدماتی خود را در فقه به پایان رساند و هنوز جوان بود که به تصوّف گرایید. احمد غزالی مرید شیخ ابوبکر نساج طوسی بود و نسّاج نیز با پنج واسطه مرید جنید بغدادی محسوب میشود. احتمالاً احمد تا سال ۴۸۷ ه.ق که ابوبکر نساج درگذشت، نزد وی بودهاست. غزالی از سال ۴۸۸ تا ۴۹۸ هجری قمری در نظامیه بغداد به نیابت از برادرش (محمّد) -که به سفری دراز رفته بود- تدریس میکرد. دراویش سلسله نعمتاللهی احمد غزالی را هفتمین قطب این سلسه بعد از غیبت کبرای امام دوازدهم بهشمار میآورند. شیخ احمد غزالی در سنهٔ ۵۲۰ در شهر قزوین وفات یافت. مدفن وی مسجد «احمدیه» در شهر قزوین است. عبدالواحد آمدی گردآورنده غررالحکم و در الکلم و نیز ابن شهرآشوب نویسنده مناقب آل ابی طالب از شاگردان او بوده اند و او را به تشیع و بزرگی ستوده اند. عین القضات همدانی و ابونجیب سهروردی و شیخ ابوالفضل بغدادی از شاگردان او بوده اند. جانشین وی در طریقت شیخ ابوالفضل بغدادی است. البته از طریق ابونجیب سهروردی نیز سلاسل کبرویه و سهروردیه و ذهبیه جاری شده اند.