درباره کتاب پیامبر و دیوانه
کتاب پیامبر و دیوانه اثری عارفانه از جبران خلیل جبران است. این کتاب از دو بخش تشکیل است. بخش اول پیامبر نام دارد.
پیامبر اثری عمیق و خردمندانه است. خلیل جبران در این اثر یک شهر خیالی به نام ارفالس خلق کرده است و داستان درباره فردی به نام مصطفی است که پس از 12 سال زندگی در این شهر قصد دارد آنجا را ترک کند و هنگام خداحافظی با مردم شهر به سوالاتشان جواب می دهد. این سوالات موضوعاتی مانند زناشویی، دوستی، درد و... را در برمیگیرد که مصطفی به آنها پاسخ می دهد. تمام این سوال ها در واقع دغدغه ی انسان ها در زندگی روزمره شان است.
بخش دوم این کتاب که دیوانه نام دارد از زاویه دید راوی ای که دیوانه شده، نوشته شده است. خلیل جبران در بخش دیوانه، به مباحثی می پردازد که نوشته های بعدی او را تحت الشعاع قرار می دهد. حقیقت، عشق، بخشش، اندوه، کار، لذت، مرگ، آزادی و ... موضوعاتی ست که به زیباترین نحو در این کتاب طرح می شود.
در بخشی از کتاب دیوانه می خوانیم:
"شکست، شکست من، تو پیش من از هزار پیروزی عزیز تری و در دل من از همهٔ افتخارهای این جهان شیرین تر. شکست من، خودشناسی من و سرپیچی من از توست که می دانم هنوز جوانم و پای چابک دارم …"
درباره جبران خلیل جبران
جبران خلیل جبران (۶ ژانویه ۱۸۸۳ - ۱۰ آوریل ۱۹۳۱) زاده بشرّی لبنان از نویسندگان لبنانی-آمریکایی و خالق کتاب"پیامبر" است.او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که کامله نام داشت.جبران دانشگاه را در سال ۱۹۰۲ تمام کرد. زبان های عربی و فرانسه را آموخته بود و در سرودن شعر به مهارت رسیده بود. در این هنگام رابطه اش با پدرش قطع شد و از او جدا شد و زندگی محقر و فقیرانه ای را از سر گرفت. در همان هنگام شنید که برادر ناتنی اش سل گرفته، خواهرش سلطانه مشکل روده ای دارد و مادرش گرفتار سرطان است. با شنیدن خبر بیماری هولناک سلطانه، جبران در ماه مارس ۱۹۰۲ لبنان را ترک کرد. اما دیر رسید و سلطانه در چهارده سالگی درگذشته بود. در همان سال، پیتر به بیماری سل و مادرش به سرطان درگذشتند.خلیل جبران بعد از پایان تحصیلاتش در فرانسه دوباره وارد آمریکا شد و تا مرگش در سال ۱۹۳۱ در آنجا کار و زندگی کرد.