درباره کتاب مادام کاملیا
کتاب «مادام کاملیا» رمانی نوشتهی الکساندر دوما، نویسندهی شناختهشدهی فرانسوی است. این رمان که در واقع به بخشی از زندگی نویسندهی آن اختصاص دارد به ماجرای عاشقانهی پسری جوان از طبقهی اشراف با زنی روسپی میپردازد.
«مادام کاملیا» داستان عشق شورانگیز آرمند است به مارگریت. آرمند بارها از سوی خانواده به دلیل داشتن رابطه با مارگریت موردنقد قرار میگیرد اما آرمند با اینکه نمیداند سرانجام عشقی که به آن دل بسته به کجا ختم میشود همچنان عاشق مارگریت میماند. مارگریت پس از آنکه متوجه علاقهی آرمند به خود میشود دست از کارهای گذشتهی خود برداشته و با او در خانهای کوچک در حومهی شهر پاریس زندگی میکند. اما پدر آرمند آنها را به حال خود رها نمیکند و به سراغ پسرش میرود تا او را از زندگی با مارگریت منصرف کند، دیدار پدر و پسر باعث فرار مارگریت از خانه میشود.
اما داستان این رمان از جایی آغاز میشود که مارگریت مرده و قصهی عشق شورانگیز و بیسرانجام آرمند و مارگریت از سوی آرمند و مرد ناشناس دیگری روایت میشود.
عشق میان مارگریت و آرمند با موانع بسیاری روبهرو است که برای هر دو طرف رابطه سرنوشت شومی را رقم میزند.
«مادام کاملیا» داستان کشمکش میان آرمند با مردم شهر و خانوادهاش برای حفظ رابطهی عاشقانه با مارگریت است که سرانجام شومی در پی دارد. اما بسیاری از منتقدان بر این باور هستند که گرچه الکساندر دوما رمان «مادام کاملیا» را براساس عشق آتشین خود به زنی روسپی نوشته اما داستانی که برای مرگ مارگریت در کتاب به آن اشاره شده واقعی نیست و الکساندر دوما سعی کرده چهرهای مظلوم از مارگریت روایت کند که با واقعیت مرگ معشوقهی او مطابقت ندارد.
این رمان، شهرتی جهانی دارد، به طوری که جوزپه وردی آهنگ ساز برجستهی ایتالیا با اقتباس از آن اپرایی ساخت، که جزو مشهورترین آثار اوست. همچنین هالیوود نیز فیلمی بر اساس این داستان ساخته است.
درباره الکساندر دوما
الکساندر دوما (فیلس) (پسر) در پاریس، فرانسه، فرزند نامشروع ماری-لور-کاترین لابای (1794-1868)، خیاط و رمان نویس الکساندر دوما به دنیا آمد. در طول سال 1831 پدرش او را به طور قانونی به رسمیت شناخت و اطمینان حاصل کرد که دوما جوان بهترین آموزش ممکن را در مؤسسه Goubaux و کالج Bourbon دریافت کند. در آن زمان، قانون به دوما بزرگ اجازه داد تا کودک را از مادرش بگیرد. عذاب او الهام بخش دوما شد تا درباره شخصیت های زن غم انگیز بنویسد. او تقریباً در تمام نوشتههایش بر هدف اخلاقی ادبیات تأکید میکرد و در نمایشنامهاش «پسر نامشروع» (1858) از این عقیده حمایت میکرد که اگر مردی فرزند نامشروعی داشته باشد، او موظف است به فرزند مشروعیت بخشد و با زن ازدواج کند.