دسته بندی

سبد خرید

جستجو

حساب کاربری

نام کتاب: هرچه باداباد

نویسنده: استیو تولتز

مترجم: پیمان خاکسار

انتشارات: چشمه

قطع: رقعی

تعداد صفحات: 400

سال چاپ: 1405

ژانر اصلی: فلسفه /

گروه سنی: گروه ه: دوره دوم متوسطه / گروه و: بزرگسالان /

نوع جلد: شومیز

قیمت: 780,000

هرچه باداباد

درباره کتاب هرچه باداباد

نویسنده‌ای که نوشته‌هایش را بر ترس‌ها و فقدان‌ها بنا کرده است، در روزهایی که همه‌ی ساکنان زمین، آرام‌آرام درحال گذار از پاندومی دستوپیایی کرونا هستند، تریلوژی‌اش را با «هرچه باداباد» تکمیل کرده است. استیو تولتز، نویسنده‌ی یکی از بحث‌برانگیزترین رمان‌های هزاره‌ی سوم، چهارده سال پس‌از «جزء از کل»، این بار بودن و نبودن را به کناری نهاده و جهانش را بر سیر و سلوک حضور در میان فاصله‌ی آغاز و انجام استوار کرده‌است. اگر زیستن اجباری‌ست که بر ما مستولی‌ست و نبودشدن نیز حتمیّتی بی‌بازگشت است، جهانی ورای این دو چگونه خواهد بود؟ آن‌گاه که هراس و هول از بودن و نبودن، به هول و هراس از زندگی و مرگ مدام مبدل شود، این جهان چه‌گونه خواهد بود و انسان گیر افتاده و زنجیرشده در آن، چه خواهد کرد؟ آدمی که همه‌ی زیستنش در ازدست‌شده‌ها و به دست نیامدنی‌ها خلاصه شده و درعین‌حال این‌همه افسوسی تمام‌نشدنی‌ست که نمی‌شود بر آن فائق آمد؛ مسئله‌ی کتاب هرچه باداباد این است ! و البته انبوهی پرسش اساسی که در گیرودار چنین مسئله‌ای برابر ما قرار خواهد گرفت و در این داستان عجیب باید به دنبال پاسخ‌هایشان بود.

استیو تولتز

درباره استیو تولتز

استیو تولتز، نویسنده ی استرالیایی متولد ۱۹۷۲ سیدنی، اولین رمانش «جزء از کل» را در سال ۲۰۰۸ منتشر کرد که با استقبال زیادی روبه رو شد و همان سال نامزد جایزه ی بوکر شد که کمتر برای نویسنده ای که کار اولش را نوشته، پیش می آید. با وجود مدت زمان کوتاهی که از چاپ این کتاب گذشته است، اکنون به عنوان یکی از بزرگ ترین رمان های تاریخ استرالیا مطرح است.او کتاب را در مدت پنج سال نوشت. پیش از آن مشاغلی مثل عکاسی، فروشنده ی تلفنی، نگهبان، کارآگاه خصوصی، معلم زبان و نویسنده ی فیلمنامه داشت. خودش در مصاحبه ای گفته است: «آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می نوشتم و رمان هایی را آغاز می کردم که بعد از دو و نیم فصل، علاقه ام را برای به پایان رساندن شان از دست می دادم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می خواستم با شرکت در مسابقات داستان نویسی و فیلمنامه نویسی پولی دست و پا کنم تا بتوانم زندگی ام را بگذرانم که البته هیچ فایده ای نداشت. زمانی که دائم شغل عوض می کردم یا بهتر بگویم، از نردبان ترقی هر کدام از مشاغل پایین تر می رفتم، برایم روشن شد هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم. نوشتن یک رمان تنها قدم منطقی ای بود که می توانستم بردارم. فکر می کردم یک سال طول می کشد ولی پنج سال طول کشید. زمان نوشتن تحت تاثیر کنوت هامسون ، لویی فردینان سلین ، جان فانته ، وودی آلن ، توماس برنارد و ریموند چندلر بودم.»

تگ‌های کتاب

نظرات کاربران

برای درج نظر باید لاگین کنید
نظرات : 0