درباره کتاب شب نشینی باشکوه
"شب نشینی باشکوه" اثری است از "غلامحسین ساعدی" ملقب به "گوهرمراد" که مجموعه ای از داستان های کوتاه این نویسنده و نمایش نامه نویس پرآوازه ی ایرانی را در بردارد. آنچه در "شب نشینی باشکوه" با آن مواجه هستیم، یکی از نخستین تلاش های صورت گرفته در پی ریزی شیوه ای از داستان نویسی است که در آن جهان اشباح و مردگان همراه با فضایی وهم آلود ارائه شده است.
آنچه "غلامحسین ساعدی" در به تصویر کشیدن آن در این مجموعه داستان، تاکید داشته، نمایی از پوچی، یکنواخت بودن، و ملال های زندگی کارمندی است که به خوبی هم از پس آن برآمده است. او در بستری از فضاسازی های وهم آلود، دغدغه ها و مشکلات اجتماعی مربوط به زندگی روزمره ی این قشر از جامعه را توصیف می کند و وحشت و اضطراب ناشی از این سبک زندگی را در خلال عملکرد و رفتار هر کدام از شخصیت ها به تصویر می کشد. این دوازده داستان خواندنی و تامل برانگیز که خط فکری مشابهی دارند عبارت اند از: «شب نشینی باشکوه»، «چتر»، «حادثه به خاطر فرزندان»، «ظهر که شد»، «مراسم معارفه»، «سرنوشت محتوم»، «استعفانامه»، «خواب های پدرم»، «مفتش»، «دایره ی درگذشتگان»، «مسخره نوانخانه» و «مجلس تودیع».
زندگی کارمندی در صحنه های مختلفی در این مجموعه به توصیف کشیده شده است و یک صحنه مراسمی از تودیع کارمندان بازنشسته ی شهرداری است. صحنه ی دیگر داستان ویرانی کارمند اداره ی ثبت آمار و احوال بوده و بعدی به تعویض روسای این اداره به صورت پیاپی می پردازد. یکی از ترس کارمندی که نگران است به اختلاس متهم شود سخن می گوید و دیگری بحث و جدل های کارمندان بر سر به رخ کشیدن فرزندانشان می باشد. وجه مشترک تمام این داستان ها همانطور که مشاهده می شود، زندگی کارمندی بوده و این مساله در فضایی سرد و موقعیت هایی گریزناپذیر وصف می شود.
درباره غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز – درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست.
ساعدی در زمینههای مختلف ادبی از جمله داستاننویسی، نمایشنامهنویسی و فیلمنامهنویسی فعالیت داشت. از آثار برجسته او میتوان به نمایشنامه «چوب بهدستهای ورزیل» و مجموعه داستان «عزاداران بیل» اشاره کرد. فیلمهای مشهوری مانند «گاو» و «دایره مینا» بر اساس نوشتههای او ساخته شدهاند. وی همچنین از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود و در شبهای شعر گوته در پاییز ۱۳۵۶ به عنوان سخنران اصلی حضور داشت.
ساعدی به عنوان نویسندهای صاحب سبک در ادبیات ایران شناخته میشود. آثار او ترکیبی از واقعگرایی اجتماعی و عناصر وهمآلود است که به ایجاد فضایی تلخ و مرموز منجر میشود. او با استفاده از واقعگرایی جادویی، واقعیتهای اجتماعی را با عناصر خیالی در هم میآمیخت تا به عمق مسائل جامعه نفوذ کند. نثر او محاورهای و عامیانه است که با بهرهگیری از لغات و اصطلاحات محلی، به شخصیتها و دیالوگهایش زندگی میبخشد. این سبک نوشتاری به او امکان میداد تا با زبانی ساده و قابل فهم، به نقد مسائل پیچیده اجتماعی و فرهنگی بپردازد.
ساعدی در خلق دیالوگهای زنده و پویا مهارت داشت و از آنها برای پیشبرد داستان و تعمیق شخصیتها بهره میبرد. تجربیات او به عنوان روانپزشک نیز در آثارش منعکس شده و به تحلیل روانشناختی شخصیتها کمک میکرد. فضاسازیهای او اغلب تلخ و بر مبنای فقر اقتصادی و فرهنگی است که به ایجاد حس همذاتپنداری در خواننده منجر میشود.